بیست و دوم ِ آبانه.. بیست و دو همیشه برایِ من عددِ مقدسی بوده و هست.. شاید یه حرکت.. شاید یه شروع.. نمیدونم.. امشب دارم میرم شهرِ دانشگاهی.. و قراره زندگیِ جدیدم ُ بی یار شروع کنم.. قراره دیگه یک کلمه هم راجع بهش حرف نزنم.. پیشِ مشاور نرم.. بهش فکر نکنم.. قراره زندگی ـم ُ وقف ِ درس َـم کنم.. و امیدوار باشم به چیزایی که میخوام برسم.. حتی بی اون!
- خدایا کمک نکردی بمونه.. کمک کن زندگی کنم.
برچسب:
نویسنده: بهنام رستمی